محمد بن حمزة الفناري ( ابن الفناري )
مقدمهء مترجم 49
مصباح الأنس ( پيوند استدلال و شهود در كشف اسرار وجود صدرالدين قونوى ) ( فارسى )
حقيقت وجود كه نفس ذات واجب است سواى وجود منبسط علمى و فيض اقدس ؛ و غير از وجود منبسط خارجى و فيض مقدس ؛ و غير وجود ذهنى و خارجى است ، و بديهى است كه سريان علمى از لوازم فيض اقدس است و سريان خارجى از لوازم نفس رحمانى ، و فيض مقدس - و تمام آنها - از اظلال حقيقت وجوداند . پس اگر حقيقت وجود خود فى حد ذاته متعين نبود و مرتبهء محفوظى نداشت ؛ چگونه ممكن بود كه وجود لا متعين منشأ اين فيوضات و علّت اين ظهورات شود ؟ لذا اگر عرفا وجود واجب را وجود مطلق گويند ؛ وجود لا به شرط غير متعين را نخواهند . پس بازگشت مذهب عرفا و صوفيه - همگى - بازگشت به مسلك صدر الحكماء و المتألهين صدر الدين شيرازى دارد كه گويد : وجود يك حقيقت است كه داراى مراتب است ، مرتبهء اعلاى آنكه غير متناهى است - مدة و شدّة و عدّة - مرتبه واجبى است « 1 » و باقى ؛ مراتب ممكنات - با اختلاف شدت و ضعف از عالم عقول كه فعليت صرفاند تا مرتبهء هيولى كه قوهء محض است - مىباشند ، و هيچ يك از مفاسد و محذورات كه بر سريان ذات واجبى وارد بود بر اين مسلك وارد نيست . پس محيى الدين و اعاظم از عرفاى امت مرحومه وجود را منحصر به حق مىدانند ، و وجود موجودات را مجازى دانسته و گفتهاند : همهء موجودات نسبتهاى وجود حقاند ، ولى اين نكته را بايد دانست كه مراد آنان از نسبتها و اضافه ، اضافهء اشراقى است نه نسبت و اضافهء اصطلاحى مقولى حكمى . اضافه و نسبتها ظل وجود حق تعالى است ، چنان كه مىفرمايد : الم تر الى ربك كيف مدّ الظّل ، يعنى وجودات ظلى و نسبتها از حقيقت وجود نيست - بلكه
--> ( 1 ) - متوجه باشيد مىفرمايد مرتبهء واجبى است - يعنى وجوب وجود - نه ذات واجب الوجود .